ماده سه و تلاش! برای تغیر و یا حذف آن

  • پرینت
.

ماده سوم منشور حزب مشروطه ایران ( لیبرال دموکرات ) مشخص کننده و تمام کننده حمایت این حزب از وارث پادشاهی پهلوی است که او و سیستم پادشاهی مشروطه را با شفافیت کامل بنا به دلایل فراوانی که بارها در باره‌اش توضیح و گفتگو شده است برای آینده ایران بهتر می‌داند.

ماده سوم منشور ما از فردی حمایت می‌کند که مانند ما، در طی دوران تبعید اجباری، راه و روش دموکراسی را دیده، آموخته و تجربه نموده و اکنون با منش و گفتار و کردار خویش بهتر از همه فعالین مطرح و صاحب نام اپوزیسیون جمهوری اسلامی، آموخته‌های خویش از دموکراسی را به دیگران نیز می‌آموزد.

در تمام مقاله‌ها، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و نشست‌هایش فقط اشاره و سفارش به رعایت دموکراسی و رعایت حقوق تمامی مردم ایران دارد. حتا در نشست‌هایی که مورد حمله ناجوانمردانه مخالفان و منتقدانش برای گذشته‌ای که در آن هیچ نقشی نداشته قرار می‌گیرد، به جز از رواداری و دموکراسی و رعایت قوانین حقوق بشر مطلب دیگری بیان نکرده است. وی در طی این سال‌ها، بار‌ها و بارها تکرار کرده که نوع حکومت فردای ایران را فقط زمانی که ایران از دست این رژیم سفاک آزاد گردیده, مردم ایران تعیین خواهند کرد. او برای خویش حق خاصی قایل نیست، چون می‌داند و آموخته است، بدون پشنیبانی و خواست اکثریت مردم حقی نخواهد داشت.
ما ( طرفدارانش ) او را شاهزاده و شاه و وارث پادشاهی خطاب می‌کنیم در صورتی که وی خویش را فردی همانند دیگران می‌داند، تنها با این فرق که بنا بر شرایط کنونی برای رساندن صدای آزادیخواهی مردم ایران در موقعیت بهتری قرار داشته و از امکانات بیشتر اجتماعی و سیاسی نیز برخوردار است.

قصد من از این نوشته تعریف و تمجید از فردی نیست که به وظایف خویش مشغول است، هر چند وظیفه شناسی را باید ستایش نمود بلکه روی سخنم با هوادارانش است. روی سخن با کسانی است که مطالب ذکر شده در بالا را می‌دانند و نا‌عادلانه او را مورد انتقاد قرار می‌دهند. روی سخن با هموندان حزبی است. روی سخن با یاران حزبی هم مرام و هم منش است. چرا که به عوض پاسخگویی به افرادی که قصد تفرقه و ایجاد فاصله بین ما و او را دارند و در این راه از هیچ تلاشی کوتاهی نمی‌کنند، در برابر هموندانشان جبهه‌گیری کرده و آن‌ها را متهم به شیفتگی و بی‌مسئولیتی مینمایند.

از چپ‌های اصلاح نشده، از آنهایی که هنوز در دهه چهل و پنچاه پرسه می‌زنند و سرگردانند، از مائویست‌ها و توده‌ای‌ها، از آن‌هایی که عکس آقایشان را در ماه دیدند هیچ انتظاری نیست. اگر آنها وی و ما را بی وقفه با پتک اتهام بر سندان تفرقه نکوبند که بکوبد! ایشان را باید به حال خویش گذاشت که به ماموریت تاریخی خویش مشغولند.

هموندان گرامی ما بعنوان تنها حزب طرفدار پادشاهی مشروطه با پایه و اصول لیبرال دموکراسی با منشور و پیوست‌هایی که از روح قوانین حقوق بشر سرچشمه گرقته، نباید به کسی اجازه دهیم تا دست آوردهایمان را مورد بازیچه قرار دهد، دست آورد‌هایی که در پی کوشش فراوان همه ما با پشتیبانی و حمایت از تئوری و نماد آن که پادشاهی مشروطه است کسب نموده‌ایم . به یقین و بدون مبالغه هزاران نفر در درون و بیرون ایران وجود دارند که عضو حزب نیستند ولی راه و روش ما با کم و زیادش مورد تایید ایشان است.

ما نشان داده‌ایم که تا چه اندازه انعطاف‌پذیر هستیم. حتا اگر به مذاق بسیاری ار اعضاء خوش نیامده باشد. ما نشان داده‌ایم که انتقاد‌پذیر هستیم و حرف حساب سرمان می‌شود. ما نشان داده‌ایم که با زمان پیش می‌رویم و خدا یکی و شاه یکی برای ما معنایی ندارد. ما گفته‌ایم و بر سر حرف خویش هم ایستاده‌ایم ( در زمان استقرار دموکراسی ) که در مقابل اکثریت سر فرو می‌آوریم و بر خواسته‌اش گردن می‌نهیم. اما این‌ها دلیل بر این نخواهد شد که روش و رواداری ما را بهانه و مستمسک قرار داده و بخواهند در مقابل شاهزاده قرارمان دهند . در مقابل توطه باید مبارزه کرد چه از نوع ج.ا اش چه از نوع چپ و راست متعصبش و چه از نوع دوست نادانش باشد!

من مطمین هستم که این نظر همه هموندان حزبی است و به همین خاطر با خیالی آسوده به آن قسمت از اپوزیسون که بجای رو در روی قرار گرفتن با جمهوری اسلامی با ما رو در رو می‌شود، میگویم،حزب مشروطه ایران ( لیبرال دموکرات ) و منشورش در تاریخ ایران ثبت گردیده، بهتر است شما فکری به حال خویش کنید و تا دیر نشده خود را از این دور باطلی که درش سرگردانید نجات دهید که سودش برای ایران بیشتر است تا مبارزه‌تان!