1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

سخنرانی آقای عبدالرضا کریمی (حزب دمکرات کردستان ایران) در برمن آلمان سخنرانی در برمن آلمان بخش سوم

.

نخست بگویم، ما با هر نوع جنگی مخالفیم. در عین حال معتقد هم هستیم که آن اندازه می‌تواند این چرخ بچرخد که در آن حساب پولی هم باشد. همین را می‌توانم بگویم که با جنگ مخالفم و مایل هم نیستم. اما به همین اندازه نمی‌توانم با دعای ندبه جلوی هواپیمای آمریکایی و اروپایی را بگیرم که به من نزنید یا منحرفش کنم. اینکه آقای کیانزاد گفتند اخطار می‌کنیم، البته این برای من جالب است که آدم آنقدر قدرت داشته باشد که اخطار بکند و مثلاً این کار را نکنید. ما به عنوان مملکتی که دوست داریم خانه‌مان ویران نشود مخالف با هر نوع جنگ هم هستیم. تا همین اندازه. بیش از این چنان زوری را نداریم. اگر داشته باشیم، یا معلوم نیست یا امداد غیبی است. ولی به هر حال با هر نوع جنگی مخالفیم.
راجع به انتخابات و تحریم آن. ما (حزب دمکرات کُردستان ایران) جزو تحریم‌کنندگان هستیم و می‌گوییم تحریم فعال. بدین معنا که بتوانیم آحاد بیشتری را از ایرانی‌ها بکشیم در این خط که در این انتخابات شرکت نکنند. هر چند که دولت می‌تواند از راه پول و ... چند نفری را پای صندوق رأی بیاورد. ولی بتوانیم این تحریم انتخابات را بکنیم و شریک بیشتری را برای این تحریم پیدا کنیم. واِلا اینکه فکر بکنیم در ایران ممکن است روزی انتخابات آزاد بشود هنوز قدرت‌های آمریکا و اروپا نتوانسته‌اند تمام سوراخ سنبه‌های اتمی ایران را بگردند، حالا چطور اولاً آنقدر اتم هم آنقدر برایشان خطرناک است نتوانسته‌اند بگونه‌ای که باید بر آن مسلط باشند و حالا برایشان مهم نیست که انتخابات ایران چگونه باشد یا نباید و بیایند جان بدهند و ناظر بشوند که در انتخابات ایران کلکی زده نشود. اگر جسارتی نباشد، این باید خوش خیالی باشد که تصور بکنیم که ممکن است در ایران با دخالت سازمان ملل انتخابات آزادی بشود. این یک. دو، ایران مملکت مذهبی و اسلامی است. همه شما می‌شناسید و ما می‌دانیم. حرفش هم این است که و دیدید که ولی فقیه دارد آن بالا نشسته و حرفش هم از همه چیز بالاتر است. و ایشان معتقد است که جانشین پیغمبر است و پیغمبر هم از طرف خدا آمده. بنده این آیه را عرض کردم، همچین دین و مذهب درست و حسابی هم ندارم، ولی احترام می‌گذارم به تمام ادیان. و همیشه هم گفته ام که وَأَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ. اطاعت دین از خدا، از رسول خدا و آنکه از طرف رسول خدا حاکم بر شما می‌شود. یعنی ولی فقیه. دیگر قانون و مجلس و ارتش و قوا و ملت و توده‌ها و احزاب ... این‌ها همه در تبصره اسلام عزیز قرار می‌گیرد. و انحراف از این اصل فقط جرم سیاسی نیست، مفسد فی الارض است و مخالفت با خدا. این آقایان که معتقد هستند از طرف خدا آمده‌اند و تمام کارهای‌شان هم الهی است، ما چطور از این‌ها بخواهیم کفر بکنند و مردم دخالت بکنند و رأی بدهند به کسی که او را می‌خواهند؟! از ما بخواهند ما این کار را می‌کنیم که کفر بکنیم نسبت به دین‌مان؟ کمی واقع‌بین‌تر باید بود. در ایران انتخابات به هیچ صورتی نمی‌شود.
برای مملکت ما یک مسئله اصل است. هم خانم احدی فرمودند و هم آقای دکتر کیانزاد عزیز. فرمودند دموکراسی. ما هم می‌گوییم دموکراسی. منتها یک چیز گفته نشد و آن اینکه چگونه و تضمین این دموکراسی چیست. خانم احدی فرمودند انتخاب مستقیم و عمومی مردم. البته این حرف درستی است ولی همین مردم در یک مملکتی مثل ما با پایه فرهنگی که عرض می‌کنم، قدرت که آنجا باشد، تقریباً رأی هم همانجاست واِلا اینهمه پاسدار و بسیجی در ایران درست نمی‌شد. در زمان هیتلر آن‌همه جوانان هیتلری درست نمی‌شد. کامسومول‌های حزب کمونیست هم درست نمی‌شد و خمرهای سرخ تایلند و آنجاها درست نمی‌شد. وقتی قدرت یک جا متمرکز بود و فرهنگ هم آنقدر قوی نبود و نهادی هم برای کنترل کردن حکومت نبود، تازه انتخاب آزاد و بی‌واسطه به نفع همان دیکتاتور می‌شود چون کسی در مقابلش نیست.
ما در یک مملکتی زندگی می‌کنیم که 400-1300 سالی دینی آمده است به نام اسلام. در عین احترام برای اسلام، در عین حرمت داشتن و عزیز داشتن خداوند تبارک و تعالی، به این صورت است که یک خدا هست، خدای واحد است، و همه چیز هم مربوط به او. همه شماها بهتر از بنده می‌دانید که ادیان ایدئولوژی تمام جوامع بشری بوده و سال‌ها و قرن‌ها. بشر زندگی زمینی‌اش را آنطور ترتیب می‌داده است که اعتقادات آسمانی‌اش بوده. خدا هست، پیغمبر هست، ملائکه هستند، ائمه اطهار هستند و احتمالاً جبرئیل و عزرائیل و اسرافیل و ... بر این مبنا جامعه را درست کرده‌اند. یعنی وقتی که یک قدرت قاهره که در قرآن عزیز و ارجمند ما هم به تعریف از خدا می‌کنند، خداوند غاصم الجبّارین، یک چنین قدرت قاهری آن بالاست و تفکر جوان و پیر آن جامعه هم بر این مبنا شکل گرفته و بنابراین در یک چنین فضای تاریک و ظلمانی به دنبال اپوزیسیون، دگراندیش، افکار دیگری و پلورالیزم گشتن نمی‌دانم چگونه می‌شود پیدایش کرد. 400-1300 سال است که جوامع ما بر این مبنا بار آمده‌اند. چه چپ‌مان، چه راست‌مان. چه وسط‌مان. ممکن است لغت‌ها و مفاهیم‌شان با هم فرق داشته ولی روی همین ریل رفته‌اند. انحصار، تمرکز، همه چیز در اختیار بودن. حال گاهی مهربانتر و گاهی هم ...
در تمام طول تاریخ ایران، بعد از اسلام، هر اپوزیسیونی بر خلاف حکومتش بوده بجز آن یکی چند سال اول که یک مقدار مساواتی در آن بود از نظر قضا و ... بعدش چنان استبدادگر بوده که از حکومت خودش هم مستبدتر بوده. بنابراین می‌خواهم اینرا عرض کنم جامعه ما 400-1300 سال است که بر این مبنای فکری بار آمده. بنابراین حالا هم یک حکومتی آمده که درست عصاره آن حرف‌ها را دارد می‌زند. خدا یکی است، قدرتش هم یکی است، ما هم که آمدیم نماینده او هستیم و ما می‌فهمیم که شماها چه می‌خواهید. خب، توی یک جامعه‌ای که اینجوری بار آمده طی 400-1300 سال، عرض کردم حین احترام برای همه ادیان، و در حین احترام و اعتقاد به الله و خداوند، وقتی که جامعه را به آن شکل، شکل بدهید و اینجوری هم بارش بیاورید، این دموکراسی‌ای که می‌خواهیم و می‌گوییم که اصل است و می‌خواهیم در این اجتماع بارش بیاوریم، تضمین‌اش چیست؟ که در مقابل یک فرهنگ 400-1300 ساله رسوخ کرده در بنیان و رگ‌های این جامعه چگونه می‌خواهیم دموکراسی را پیاده کنیم؟
بر می‌گردم بر سر موضوعی که ایشان هم به آن اشاره کردند. اشاره مستقیم هم به ما بود و هم هستیم و خیلی هم عمیق. که فدرال تنها راه دموکراسی است برای ایران. برای اینکه در مقابل آن تمرکز و آن تفکر متمرکز قرن‌ها هیچ جوری نمی‌شود دموکراسی را بوجود آورد که اندکی تضمین داشته باشد مگر آنکه آن تمرکز را بشکنیم. نه اینکه مرزها را بهم بزنیم، نه حدود و ثغور مملکت را از بین ببریم، ابدا. بلکه آن قدرت متمرکز اختیارات حکومت مرکزی را به شکل تمرکز قبلی‌اش نگذاریم. تضمین دموکراسی‌اش این می‌تواند باشد. که قدرت تقسیم بشود توی آن ملت‌ها. ملت‌هایی که در آن جامعه هستند. بعضی‌ها می‌گویند قوم، بعضی می‌گویند مردم و ... اصل این است، تقسیم کردن قدرت توی ساکنین آن مملکت. در مقابل این فرهنگ 400-1300 ساله. در مقابل این سیستمی که وجود دارد در تمام جامعه بشری و در ایران هم. ما معتقدیم که تضمین دموکراسی در این است. تضمین دیگری کسی اگر دارد بگوید، حتماً هم درست باشد دنبالش می‌رویم، چرا نرویم. تضمین دموکراسی در یک جامعه متمرکز مستبد توحیدی ساده‌ترین، ابتدایی‌ترینش این است و احتیاج زیادی به تفکر و استدلال هم ندارد بر این است که تقسیم کردن آن قدرت به صورت یک مجموعه‌ای از قدرت‌ها که بتواند یک واحد دمکرات‌مندی که دیگران هم حقی داشته باشند صحبت بکنند بوجود بیاورد. برای عدالت و تمام این مسائل مادر بزرگ و اصلش همان دموکراسی است. یعنی اینکه مردم حدود و حقوق‌شان مشخص بشود اما این حدود و حقوق اختیارات تضمین داشته باشد. تضمین‌اش هم غیر این نیست که بخشی از قدرت سیاسی مملکت را داشته باشد. مثل همان که در آلمان است. البته نمی‌گویم که ایران مثل آلمان بشود. غرض این است که در یک جامعه‌ای که تفکر خدای یکتا، در حین احترام به خدای یکتا، در عالم مذهب و اعتقادات مثل بختک قرن‌ها رویش هست، امکان ندارد بحث از دموکراسی کرد مگر اینکه این دموکراسی دارای تضمینی باشد که به سادگی نتوانند غصب‌اش بکنند. مدل آن هم این است که مثل اروپا مجلس داشته باشیم، قانون اساسی داشته باشیم و چند تا حزب هم داشته باشیم ولی هیچ پشتوانه و تضمینی نداشته باشیم. در خیلی جاهای دنیا هنوز هم همچین چیزی هست. غرض این است که دموکراسی وقتی می‌تواند مستقر بشود که تضمین داشته باشد. نهادهایی باشند که قدرت داشته باشند در مقال حکومت مرکزی که همه اختیارات را ازش نگیرد. منتها در اروپا این کار شده. قرن‌ها شده. در همین آلمان، تغییراتی شده، نهادهایی بوجود آمدند که در مقابل حکومت قدرت داشتند. در اروپا پول و سرمایه نهادی شد بالاتر از دین. بخش‌‌های مختلف این سرمایه‌ها با هم قرارهایی داشتند بیخود بر سر اختلافاتی که دارند با هم دعوا نکنند بلکه بتوانند صالحانه آن‌ها را حل کنند. این است که جایی درست کردند به نام پارلمان (parler) که بروند آنجا بنشینند و با هم بحث کنند و در آنجا مسائل شان را حل کنند. هر کدام‌شان هم نظری داشتند برای اداره مملکت که به صورت پلورالیزم و تعدد احزاب بود. اساس این دموکراسی را در کتابی به نام قانون اساسی نوشتند که بر این مبنا با هم مبارزه بکنند. نه مثل ما که به دلیل شرایط خاصی که داشتیم اگر چنین وضعی پیش می‌آمد غالباً دست به تفنگ می‌بردیم و مسائل سیاسی را با این‌ها حل می‌کردیم. چرا؟ چون آن چیزهایی را که تضمین می‌کرد آن دموکراسی‌ها را، این‌ها برای آن نهادها و تضمین‌هایی را ایجاد کرده بودند که همان مسئله رشد و بوجود آمدن سرمایه‌داری و بخش‌های مختلف سرمایه‌داری است. ما در مملکت‌مان این را نداریم. هیچوقت نگذاشتند که سرمایه‌داری در مملکت ما چیزی بشود. آنچه را که ما داریم تعدد فرهنگی، جغرافیایی، ملی و قومی است که در مملکت‌مان است. و این‌ها نهادهایی هستند که تا اعماق جامعه ما رفته‌اند و این‌ها آن پایه‌ها و نهادهایی هستند که تضمین کننده دموکراسی است. چیزی که از آن می‌ترسیم می‌توانیم بر پایه رشد و پایداری و ثبات مملکت تبدیل بکنیم اگر حکیمانه رویش فکر بکنیم. چیزی که است که من لااقل 20 – 30 سال است که مزاحم می‌شوم در این جلسات و گفته‌ام، و حالا هم می‌گویم. آنچیزی که ما بی‌جهت لولو خُرخُر ازش درست می‌کنیم عین همان درمانی است که ما می‌خواهیم. این مملکت مال همه ماست. و همه ما می‌خواهیم ماندگاری‌اش را تضمین بکنیم. و همه ما می‌خواهیم مملکت شکوفایی داشته باشیم. منتها با حرف نمی‌شود، تضمین باید داشته باشد. آن دموکراسی‌ای که ما می‌گوییم اگر چیزی تضمین‌اش نکند، پشتوانه‌ای نداشته باشد هر لحظه می‌شود آنرا بر داشت. در همین ترکیه‌ای که معتقدم نوع خوب دموکراسی است اگر آن ترکیزم محکم‌اش را ازش بردارند یعنی آن حقی که ترک‌ها دارند به کُردها هم بدهند، به ارمنی‌ها هم بدهند آنوقت می‌توان فهمید چند مرده حلاج‌اند. باز همان هم یک نهادی دارد که می‌تواند روی آن متکی باشد. بنابراین، ما هم معتقدیم اساس این کار دموکراسی است اما دموکراسی بدون تضمین تعارفی بیش نیست. تضمین‌اش هم با توجه به شرایط مملکت ما چون عدم‌تمرکز قدرت و تقسیم کردنش در بین ساکنین این مملکت است که می‌گویند، کُردستان، آذربایجان، بلوچستان، عربستان، طبرستان، و ... همین است. در مشروطه هم که خیلی از ما پیشرفته‌تر بودند صد سال پیش، در آن زمان خیلی جالب و مترقی بود و هنوز هم می‌شود از آن الهام گرفت، این کار را کرده بودند. به همین خوزستان می‌گفتند عربستان، دنیا هم زیر و رو نشد. به ایران هم می‌گفتند ممالک محروصه هیچ جایش هم خراب نشد. بنابراین ما نمی‌توانستیم صد سال عقب‌تر هم باشیم از این دوستان. و الآن در این شرایط که دنیا در وضعیت حساس است و اصلاً مرحله بشریت تغییر کرده باید با زمان پیش رفت و واقعاً موقعیت و مسئولیتی که به عهده ایرانیان است، چون در تاریخ بشریت ایرانی‌ها نقش داشتند و در تمدن بشری نقش داشتند حالا هم می‌باید این نقش را اجرا بکنیم.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…